unbesaitet
بدون سیم، غیر کوک
Bedeutungen
1
سازی که سیمهای آن کشیده نشده یا وجود ندارد؛ به خصوص در مورد سازهای زهی مانند گیتار یا ویولن.
- Die Gitarre war unbesaitet und konnte nicht gespielt werden.گیتار بدون سیم بود و قابل نواختن نبود.
- Er kaufte eine unbesaitete Harfe, um sie selbst zu besaiten.او یک چنگ بدون سیم خرید تا خودش آن را سیمکشی کند.
- Ein unbesaitetes Instrument ist nur ein Holzrahmen.یک ساز بدون سیم فقط یک قاب چوبی است.