unbeschildert
بدون تابلو، بدون علامت، بدون شرح
Bedeutungen
1
چیزی که هیچ تابلو، علامت یا نشانهای ندارد و بنابراین ناشناخته یا غیرقابل تشخیص است.
- Das Haus war unbeschildert und schwer zu finden.خانه بدون تابلو بود و پیدا کردنش سخت بود.
- Er gab eine unbeschilderte Antwort auf meine Frage.او پاسخی بدون توضیح و شرح به سوال من داد.
- Die Straße war unbeschildert, sodass wir uns verfuhren.خیابان بدون علامت بود، بنابراین ما گم شدیم.