unbeschlagen
بدون نعل، پابرهنه (در مورد اسب)
Bedeutungen
1
اسبی که نعل در پای خود ندارد؛ پابرهنه.
- Das Pferd lief unbeschlagen über die Wiese.اسب پابرهنه از میان چمنزار دوید.
- Für den Ausritt im Wald ist es besser, das Pferd unbeschlagen zu lassen.برای سوارکاری در جنگل، بهتر است اسب پابرهنه باشد.
- Ein unbeschlagenes Pferd hat mehr Grip auf weichem Untergrund.یک اسب پابرهنه در زمینهای نرم چسبندگی بیشتری دارد.