unbeschreibbar

Aussprache: /ˈʊnbəˌʃʁaɪ̯pbaːɐ̯/
Worttrennung: un·be·schreib·bar
صفت

غیرقابل توصیف

Bedeutungen

1

چیزی که بیان یا توصیف آن با کلمات دشوار یا غیرممکن است؛ فراتر از حد توصیف.

  • Die Freude, seine Familie wiederzusehen, war unbeschreibbar.شادی دیدن دوباره خانواده‌اش غیرقابل توصیف بود.
  • Er empfand eine unbeschreibbare Leere nach dem Verlust.او پس از فقدان، احساس پوچی غیرقابل وصفی داشت.
  • Die Schönheit der Natur dort ist einfach unbeschreibbar.زیبایی طبیعت در آنجا به سادگی غیرقابل توصیف است.