unbeschulbar
غیرقابل آموزش، غیرقابل مدرسه رفتن
Bedeutungen
1
به معنای غیرقابل آموزش یا غیرقابل پذیرش در مدرسه به دلیل مشکلات رفتاری شدید یا ناتوانیهای یادگیری که با روشهای معمول قابل رفع نیستند. این اصطلاح معمولاً در زمینههای آموزشی و تربیتی به کار میرود.
- Das Kind zeigte so extreme Verhaltensweisen, dass es als unbeschulbar galt.کودک رفتارهای چنان شدیدی از خود نشان داد که غیرقابل آموزش تلقی شد.
- Früher gab es Fälle von Kindern, die als unbeschulbar eingestuft wurden.در گذشته مواردی از کودکانی وجود داشت که به عنوان غیرقابل آموزش طبقهبندی میشدند.
- Die Entscheidung, ein Kind als unbeschulbar zu bezeichnen, ist sehr schwerwiegend.تصمیم برای نامیدن کودکی به عنوان غیرقابل آموزش بسیار جدی است.