unbespielbar

Aussprache: /ˌʊnbəˈʃpiːlbaːɐ̯/
Worttrennung: un·be·spiel·bar
صفت

غیرقابل بازی، غیرقابل استفاده (برای زمین ورزشی)

Bedeutungen

1

زمینی (مانند زمین فوتبال، تنیس و غیره) که به دلیل شرایط نامناسب (مانند برف، یخ، گل و لای زیاد) قابل استفاده برای بازی نیست.

  • Der Fußballplatz ist nach dem starken Regen unbespielbar.زمین فوتبال پس از باران شدید غیرقابل بازی است.
  • Wegen des Schnees wurde das Tennismatch für heute abgesagt, der Platz ist unbespielbar.به دلیل برف، مسابقه تنیس برای امروز لغو شد، زمین قابل بازی نیست.
  • Das Feld ist durch das Eis unbespielbar geworden.زمین به دلیل یخ غیرقابل بازی شده است.