unbestellt

Aussprache: /ˈʊnbəˌʃtɛlt/
Worttrennung: un·be·stellt
صفت

کاشته نشده، نامرتب، بدون سفارش

Bedeutungen

1

سرزمینی که در آن چیزی کاشته نشده یا کشت و زرع نشده است.

  • Das Feld lag brach und war unbestellt.مزرعه بایر و کاشته نشده باقی مانده بود.
  • Wir fanden ein kleines, unbestelltes Stück Land hinter dem Haus.ما قطعه زمین کوچک و کاشته نشده‌ای را پشت خانه پیدا کردیم.
  • Der Bauer entschied sich, dieses Jahr das Feld unbestellt zu lassen.کشاورز تصمیم گرفت امسال مزرعه را بدون کشت رها کند.
2

چیزی که سفارش داده نشده یا برای آن سفارشی ثبت نشده است.

  • Das Paket war für mich, aber es war unbestellt.بسته برای من بود، اما من آن را سفارش نداده بودم.
  • Sie erhielt eine unbestellte Ware per Post.او کالایی را که سفارش نداده بود، از طریق پست دریافت کرد.
  • Der Händler musste die unbestellten Artikel zurücknehmen.فروشنده مجبور شد اقلامی را که سفارش داده نشده بودند، پس بگیرد.
3

نامرتب، شلخته، به هم ریخته (بیشتر در مورد ظاهر یا وضعیت).

  • Sein Haar war unbestellt und zerzaust.موهایش نامرتب و ژولیده بود.
  • Der Schreibtisch sah nach der langen Nacht unbestellt aus.میز کار بعد از شب طولانی به هم ریخته به نظر می‌رسید.
  • Ihre Kleidung war unbestellt, als ob sie gerade aufgestanden wäre.لباس‌هایش نامرتب بود، انگار تازه از خواب بیدار شده بود.