unbestimmt
نامشخص، نامعلوم، نامبهم، نامعین
Bedeutungen
1
به معنای نامشخص، نامعلوم، مبهم یا نامعین بودن چیزی که دقیقاً تعریف نشده یا مشخص نیست.
- Es gibt noch unbestimmte Pläne für die Zukunft.هنوز برنامههای نامشخصی برای آینده وجود دارد.
- Die Ursache des Problems ist noch unbestimmt.علت مشکل هنوز نامشخص است.
- Er gab eine unbestimmte Antwort.او یک پاسخ مبهم داد.
2
در دستور زبان آلمانی، به مقالهها یا ضمایری گفته میشود که به یک اسم نامشخص یا نامعین اشاره دارند (مانند 'ein' یا 'kein').
- Ein' ist ein unbestimmter Artikel.ein' یک حرف تعریف نامعین است.
- Das Pronomen 'jemand' ist unbestimmt.ضمیر 'jemand' (کسی) نامشخص است.
- Wir sprechen über ein unbestimmtes Objekt.ما در مورد یک شیء نامشخص صحبت میکنیم.