unbestimmt

Aussprache: /ˌʊnbəˈʃtɪmt/
Worttrennung: un·be·stimmt
صفت

نامشخص، نامعلوم، نامبهم، نامعین

Bedeutungen

1

به معنای نامشخص، نامعلوم، مبهم یا نامعین بودن چیزی که دقیقاً تعریف نشده یا مشخص نیست.

  • Es gibt noch unbestimmte Pläne für die Zukunft.هنوز برنامه‌های نامشخصی برای آینده وجود دارد.
  • Die Ursache des Problems ist noch unbestimmt.علت مشکل هنوز نامشخص است.
  • Er gab eine unbestimmte Antwort.او یک پاسخ مبهم داد.
2

در دستور زبان آلمانی، به مقاله‌ها یا ضمایری گفته می‌شود که به یک اسم نامشخص یا نامعین اشاره دارند (مانند 'ein' یا 'kein').

  • Ein' ist ein unbestimmter Artikel.ein' یک حرف تعریف نامعین است.
  • Das Pronomen 'jemand' ist unbestimmt.ضمیر 'jemand' (کسی) نامشخص است.
  • Wir sprechen über ein unbestimmtes Objekt.ما در مورد یک شیء نامشخص صحبت می‌کنیم.