unbestuhlt

Aussprache: /ˈʊnbəʃtuːlt/
Worttrennung: un·be·stuhlt
صفت

بدون صندلی، بدون تجهیزات صندلی

Bedeutungen

1

مکانی که در آن صندلی یا صندلی‌هایی وجود ندارد یا چیده نشده است.

  • Der Saal war noch unbestuhlt, da die Gäste erst später kamen.سالن هنوز بدون صندلی بود، زیرا مهمانان دیرتر می‌آمدند.
  • Für die Konferenz wurde ein unbestuhlter Bereich für Networking eingerichtet.برای کنفرانس، فضایی بدون صندلی برای شبکه‌سازی در نظر گرفته شد.
  • Die unbestuhlte Aula bot Platz für Stehkonzerte.سالن اجتماعات بدون صندلی، فضایی برای کنسرت‌های ایستاده داشت.