unbetont
بدون تکیه، غیرمشدد
Bedeutungen
1
فاقد تکیه یا تأکید؛ عادی. این صفت معمولاً در مقابل "betont" به کار میرود، به ویژه در مورد هجاها، کلمات یا ریتمها.
- Die unbetonten Silben werden kürzer ausgesprochen.هجاهای بدون تکیه کوتاهتر تلفظ میشوند.
- Er sprach die Zahlen in einem unbetonten Tonfall.او اعداد را با لحنی بدون تأکید بیان کرد.
- In vielen Sprachen sind die Artikel oft unbetont.در بسیاری از زبانها، حروف تعریف اغلب بدون تکیه هستند.