unbeugsam

Aussprache: /ˈʊnbɔɪ̯kzaːm/
Worttrennung: un·beug·sam
صفت

سرکش، تسلیم‌ناپذیر، سرسخت

Bedeutungen

1

کسی یا چیزی که در برابر فشار، اراده یا اقتدار تسلیم نمی‌شود؛ سرسخت و پایدار در عقاید یا مواضع خود.

  • Der unbeugsame Widerstand der Bevölkerung zwang die Regierung zum Umdenken.مقاومت تسلیم‌ناپذیر مردم، دولت را مجبور به بازنگری کرد.
  • Sie verteidigte ihre Prinzipien mit unbeugsamer Kraft.او با قدرتی سرسختانه از اصول خود دفاع کرد.
  • Sein unbeugsamer Wille, das Ziel zu erreichen, war bewundernswert.اراده تسلیم‌ناپذیر او برای رسیدن به هدف قابل تحسین بود.