unbeweisbar
غیرقابل اثبات، اثباتناپذیر
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را با شواهد یا استدلال منطقی اثبات کرد؛ غیرقابل اثبات.
- Die Behauptung des Zeugen war unbeweisbar und wurde angezweifelt.ادعای شاهد غیرقابل اثبات بود و مورد تردید قرار گرفت.
- Solche philosophischen Annahmen sind oft unbeweisbar.چنین مفروضات فلسفی اغلب اثباتناپذیر هستند.
- Es ist schwierig, eine rein subjektive Erfahrung als unbeweisbar zu klassifizieren.طبقهبندی یک تجربه صرفاً ذهنی به عنوان غیرقابل اثبات دشوار است.