unbeziehbar
غیرقابل اجاره، غیرقابل استناد، غیرقابل ارتباط
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را اجاره داد یا در آن سکونت کرد.
- Das Gebäude steht leer und ist unbeziehbar.ساختمان خالی است و قابل اجاره دادن نیست.
- Wegen der schweren Schäden ist die Wohnung unbeziehbar.به دلیل خسارات سنگین، آپارتمان قابل سکونت نیست.
- Diese Fläche ist aus rechtlichen Gründen unbeziehbar.این فضا به دلایل قانونی قابل اجاره دادن نیست.
2
غیرقابل استناد، غیرقابل ارتباط دادن (مخصوصاً در مورد قوانین یا حقایق).
- Seine Argumentation ist unbeziehbar auf die Fakten.استدلال او قابل استناد به حقایق نیست.
- Die Regelung ist auf diesen Sonderfall unbeziehbar.این مقررات قابل اعمال به این مورد خاص نیست.
- Diese Erfahrung ist auf die aktuelle Situation unbeziehbar.این تجربه قابل ارتباط با وضعیت فعلی نیست.