unbezifferbar

Aussprache: /ˌʊnbəˈtsɪfɐbaːɐ̯/
Worttrennung: un·be·zif·fer·bar
صفت

غیرقابل محاسبه، غیرقابل تعیین (با عدد)، غیرقابل اندازه‌گیری

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را با عدد یا مقدار مشخصی بیان کرد؛ غیرقابل اندازه‌گیری یا محاسبه.

  • Der Wert der Freundschaft ist unbezifferbar.ارزش دوستی غیرقابل محاسبه است.
  • Die Freude, die sie empfand, war unbezifferbar.شادی‌ای که او احساس می‌کرد، غیرقابل بیان با عدد بود.
  • Manche menschlichen Erfahrungen sind einfach unbezifferbar.برخی تجربیات انسانی به سادگی غیرقابل اندازه‌گیری هستند.