unbiegbar

Aussprache: /ˈʊnbiːkbaːɐ̯/
Worttrennung: un·bieg·bar
صفت

غیرقابل انعطاف، غیرقابل خم شدن، سرسخت

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را خم کرد یا تغییر شکل داد؛ سفت و سخت.

  • Der Stab war aus einem unbiegbaren Metall gefertigt.میله از فلزی غیرقابل خم شدن ساخته شده بود.
  • Er ist bekannt für seine unbiegbare Haltung in dieser Angelegenheit.او به خاطر موضع سرسختش در این مورد شناخته شده است.
  • Diese Regel ist unbiegbar und muss strikt befolgt werden.این قانون غیرقابل انعطاف است و باید به شدت رعایت شود.