unblutig

Aussprache: /ˈʊnˌbluːtɪç/
Worttrennung: un·blu·tig
صفت

بدون خونریزی، بی‌خون، بدون تلفات

Bedeutungen

1

بدون خشونت، خونریزی یا تلفات جانی؛ مسالمت‌آمیز.

  • Die Revolution verlief weitgehend unblutig.انقلاب عمدتاً بدون خونریزی پیش رفت.
  • Die Polizei konnte die Situation unblutig lösen.پلیس توانست وضعیت را بدون خونریزی حل کند.
  • Es war eine unblutige Machtübernahme.این یک انتقال قدرت بدون خونریزی بود.
2

در پزشکی: مربوط به روش‌های درمانی یا جراحی که بدون نیاز به برش یا خونریزی انجام می‌شوند.

  • Der Arzt wählte eine unblutige Methode zur Entfernung des Tumors.پزشک روشی بدون خونریزی برای برداشتن تومور انتخاب کرد.
  • Die neue Technik ermöglicht eine unblutige Operation.تکنیک جدید امکان جراحی بدون خونریزی را فراهم می‌کند.
  • Viele kleinere Eingriffe sind heute unblutig durchführbar.بسیاری از مداخلات کوچک امروزه به صورت بدون خونریزی قابل انجام هستند.