unbußfertig
غیرتائب، سرسخت، ناپشیمان، لجوج
Bedeutungen
1
کسی که حاضر به توبه، پشیمانی یا اعتراف به اشتباه خود نیست؛ سرسخت و لجوج در موضع خود.
- Trotz aller Beweise blieb er unbußfertig und bestritt seine Schuld.او با وجود تمام شواهد، ناپشیمان ماند و گناهش را انکار کرد.
- Der Angeklagte zeigte sich im Prozess unbußfertig.متهم در دادگاه سرسخت و ناپشیمان به نظر میرسید.
- Seine unbußfertige Haltung machte eine Einigung schwierig.موضع لجوجانه و ناپشیمان او توافق را دشوار میکرد.