unbußfertig

Aussprache: /ˈʊnbuːsfɛrtɪç/
Worttrennung: un·buß·fer·tig
صفت

غیرتائب، سرسخت، ناپشیمان، لجوج

Bedeutungen

1

کسی که حاضر به توبه، پشیمانی یا اعتراف به اشتباه خود نیست؛ سرسخت و لجوج در موضع خود.

  • Trotz aller Beweise blieb er unbußfertig und bestritt seine Schuld.او با وجود تمام شواهد، ناپشیمان ماند و گناهش را انکار کرد.
  • Der Angeklagte zeigte sich im Prozess unbußfertig.متهم در دادگاه سرسخت و ناپشیمان به نظر می‌رسید.
  • Seine unbußfertige Haltung machte eine Einigung schwierig.موضع لجوجانه و ناپشیمان او توافق را دشوار می‌کرد.