uncharakteristisch
غیرمعمول
Bedeutungen
1
چیزی که با ویژگیها، رفتار یا خصوصیات معمول و شناخته شده یک فرد، مکان یا چیز مطابقت ندارد؛ غیرطبیعی یا غیرمعمول.
- Sein plötzliches Schweigen war für ihn sehr uncharakteristisch.سکوت ناگهانی او برای او بسیار غیرمعمول بود.
- Das Wetter ist heute uncharakteristisch warm für diese Jahreszeit.هوای امروز به طور غیرمعمولی برای این فصل گرم است.
- Diese Reaktion ist uncharakteristisch für unsere sonst so ruhige Katze.این واکنش برای گربه آرام همیشگی ما غیرمعمول است.