صفت
مخفیانه، پنهانی، در لباس مبدل
جملات نمونه برای undercover:
Der Polizist ermittelt ''undercover.''
پلیس به صورت مخفیانه تحقیق میکند.
„Die Ermittler kauften ''undercover'' mehrere Filme und kamen recht schnell zu der Ansicht, dass es sich keinesfalls nur um harmlose FKK-Aufnahmen handelt.“
بازرسان به صورت مخفیانه چندین فیلم خریدند و به سرعت به این نتیجه رسیدند که اینها به هیچ وجه فقط تصاویر بیضرر برهنگی نیستند.