undressierbar
غیرقابل تربیت، غیرقابل آموزش
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که نمیتوان آن را آموزش داد یا رفتار آن را از طریق تمرین تغییر داد.
- Manche wilden Tiere sind leider undressierbar.متأسفانه برخی حیوانات وحشی غیرقابل تربیت هستند.
- Sein stures Verhalten machte ihn praktisch undressierbar.رفتار لجبازانهاش او را عملاً غیرقابل تربیت کرده بود.
- Diese spezielle Maschine ist undressierbar, da sie keine Lernfunktion hat.این ماشین خاص غیرقابل آموزش است زیرا تابع یادگیری ندارد.