undulös
موجدار، مواج (زمینشناسی)
Bedeutungen
1
اصطلاحی که در زمینشناسی برای توصیف ساختارها یا لایههایی به کار میرود که دارای چینخوردگی یا امواج هستند؛ مواج یا موجدار.
- Die Gesteinsschichten in dieser Region sind stark undulös gefaltet.لایههای سنگ در این منطقه به شدت موجدار چین خوردهاند.
- Die undulöse Oberfläche des Meeresbodens war auf dem Sonarbild zu sehen.سطح مواج کف دریا در تصویر سونار دیده میشد.
- Der Geologe untersuchte die undulösen Formationen im Gebirge.زمینشناس سازندهای موجدار در کوهستان را بررسی کرد.