undurchlässig

Aussprache: /ˌʊndʊrçˈlɛsɪç/
Worttrennung: un·durch·läs·sig
صفت

نفوذناپذیر، غیرقابل عبور

Bedeutungen

1

ماده‌ای که اجازه عبور مایعات، گازها یا نور را نمی‌دهد؛ غیرقابل نفوذ.

  • Die neue Regenjacke ist absolut wasserdicht und undurchlässig.کاپشن بارانی جدید کاملاً ضد آب و نفوذناپذیر است.
  • Diese spezielle Folie ist undurchlässig für Gase.این فیلم مخصوص در برابر گازها نفوذناپذیر است.
  • Der Betonblock war undurchlässig und bot guten Schutz.بلوک بتنی نفوذناپذیر بود و محافظت خوبی ارائه می‌داد.
2

غیرقابل نفوذ در برابر تأثیرات خارجی، مانند احساسات یا ایده‌ها؛ بسته یا متعصب.

  • Er schien undurchlässig für Kritik zu sein.به نظر می‌رسید او در برابر انتقاد نفوذناپذیر است.
  • Ihre Argumente waren für seine starre Haltung undurchlässig.استدلال‌های او برای موضع سرسختانه‌اش غیرقابل نفوذ بود.
  • Die Mauer war undurchlässig für die Geräusche von draußen.دیوار در برابر صداهای بیرون نفوذناپذیر بود.