uneinsichtig
غیر قابل درک، لجوج، سرسخت
Bedeutungen
1
کسی که حاضر به پذیرش دلایل، منطق یا توضیحات دیگران نیست؛ سرسخت و لجوج در عقاید خود.
- Er ist sehr uneinsichtig und will seine Fehler nicht zugeben.او بسیار لجوج است و نمیخواهد اشتباهاتش را بپذیرد.
- Trotz aller Erklärungen blieb sie uneinsichtig.با وجود تمام توضیحات، او همچنان سرسخت باقی ماند.
- Ein uneinsichtiger Mensch ist schwer zu überzeugen.متقاعد کردن یک فرد لجوج دشوار است.
2
چیزی که درک یا فهم آن دشوار است؛ غیرقابل فهم.
- Die Gründe für seine Entscheidung waren für uns uneinsichtig.دلایل تصمیم او برای ما غیرقابل درک بود.
- Seine Handlungen erschienen uns völlig uneinsichtig.اعمال او برای ما کاملاً غیرقابل فهم به نظر میرسید.
- Das Regelwerk war so kompliziert, dass es fast uneinsichtig war.قوانین آنقدر پیچیده بودند که تقریباً غیرقابل درک بودند.