unentgeltlich
رایگان، مجانی، بدون چشمداشت مالی
Bedeutungen
1
بدون نیاز به پرداخت پول یا هزینه؛ مجانی.
- Der Eintritt in den Park ist unentgeltlich.ورود به پارک رایگان است.
- Wir bieten unseren Kunden einen unentgeltlichen Lieferservice.ما خدمات ارسال رایگان را به مشتریان خود ارائه میدهیم.
- Die Beratung war unentgeltlich und sehr hilfreich.مشاوره رایگان و بسیار مفید بود.
2
انجام شده بدون انتظار پاداش مالی؛ داوطلبانه.
- Er engagiert sich unentgeltlich für soziale Projekte.او به صورت داوطلبانه برای پروژههای اجتماعی فعالیت میکند.
- Die Hilfe, die sie erhielt, war völlig unentgeltlich.کمکی که او دریافت کرد کاملاً بدون چشمداشت مالی بود.
- Viele Menschen leisten unentgeltliche Arbeit in ihrer Freizeit.بسیاری از مردم در اوقات فراغت خود کار رایگان انجام میدهند.