unentgeltlich

Aussprache: /ˌʊnʔɛntˈɡɛltlɪç/
Worttrennung: un·ent·gelt·lich
صفت

رایگان، مجانی، بدون چشم‌داشت مالی

Bedeutungen

1

بدون نیاز به پرداخت پول یا هزینه؛ مجانی.

  • Der Eintritt in den Park ist unentgeltlich.ورود به پارک رایگان است.
  • Wir bieten unseren Kunden einen unentgeltlichen Lieferservice.ما خدمات ارسال رایگان را به مشتریان خود ارائه می‌دهیم.
  • Die Beratung war unentgeltlich und sehr hilfreich.مشاوره رایگان و بسیار مفید بود.
2

انجام شده بدون انتظار پاداش مالی؛ داوطلبانه.

  • Er engagiert sich unentgeltlich für soziale Projekte.او به صورت داوطلبانه برای پروژه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند.
  • Die Hilfe, die sie erhielt, war völlig unentgeltlich.کمکی که او دریافت کرد کاملاً بدون چشم‌داشت مالی بود.
  • Viele Menschen leisten unentgeltliche Arbeit in ihrer Freizeit.بسیاری از مردم در اوقات فراغت خود کار رایگان انجام می‌دهند.