unentwegt

Aussprache: /ˌʊnʔɛntˈveːkt/
Worttrennung: un·ent·wegt
صفت

بی‌وقفه، مداوم، پیوسته، خستگی‌ناپذیر

Bedeutungen

1

بدون توقف یا وقفه؛ به طور مداوم و پیوسته.

  • Er arbeitete unentwegt an seinem Projekt, bis es fertig war.او بی‌وقفه روی پروژه‌اش کار کرد تا زمانی که تمام شد.
  • Der Regen fiel unentwegt für drei Tage.باران به مدت سه روز به طور مداوم می‌بارید.
  • Sie sprach unentwegt über ihre Erfolge.او پیوسته درباره موفقیت‌هایش صحبت می‌کرد.