unentwirrbar

Aussprache: /ˈʊnʔɛntˌvɪʁbaːɐ̯/
Worttrennung: un·ent·wirr·bar
صفت

غیرقابل گره‌گشایی، غیرقابل حل، پیچیده

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را از هم باز کرد، حل کرد یا مرتب نمود؛ بسیار پیچیده و درهم‌پیچیده.

  • Die politischen Verhältnisse in der Region sind unentwirrbar komplex.شرایط سیاسی در منطقه به طور پیچیده‌ای درهم‌پیچیده است.
  • Er steckte in einem unentwirrbaren Netz von Lügen.او در شبکه‌ای غیرقابل گره‌گشایی از دروغ‌ها گرفتار شده بود.
  • Die Ursachen des Problems sind unentwirrbar miteinander verbunden.علل مشکل به طور غیرقابل حلی به یکدیگر مرتبط هستند.