unerörtert

Aussprache: /ˈʊnʔɛɐ̯ˌtœɐ̯tɐt/
Worttrennung: un·er·ör·tert
صفت

ناگفته، بدون بحث، دست‌نخورده

Bedeutungen

1

موضوعی که هنوز مورد بحث یا بررسی قرار نگرفته است؛ مسئله‌ای که به آن پرداخته نشده.

  • Diese Frage bleibt bisher unerörtert.این سوال تاکنون ناگفته مانده است.
  • Die ethischen Aspekte des Projekts sind noch unerörtert.جنبه‌های اخلاقی پروژه هنوز مورد بحث قرار نگرفته‌اند.
  • Viele wichtige Themen bleiben in der politischen Debatte unerörtert.بسیاری از موضوعات مهم در بحث‌های سیاسی ناگفته باقی می‌مانند.
2

مکانی یا چیزی که دست‌نخورده باقی مانده و تحت تأثیر قرار نگرفته است.

  • Die Forscher erreichten ein unerörtert Gebiet im Dschungel.محققان به منطقه‌ای دست‌نخورده در جنگل رسیدند.
  • Der unberührte Schnee lag unerörtert auf den Bergen.برف دست‌نخورده، ناگفته بر کوه‌ها نشسته بود.
  • Ein unerörtert Paradies für Naturliebhaber.بهشتی دست‌نخورده برای دوستداران طبیعت.