unerbittlich

Aussprache: /ˌʊnʔɛɐ̯ˈbɪtlɪç/
Worttrennung: un·er·bitt·lich
صفت

بی‌رحم، سرسخت، بی‌امان

Bedeutungen

1

بدون هیچ‌گونه ترحم، بخشش یا سازش؛ سرسختانه و بی‌امان در پی چیزی بودن یا در برابر چیزی مقاومت کردن.

  • Der Jäger verfolgte seine Beute mit unerbittlicher Ausdauer.شکارچی با استقامتی بی‌امان، طعمه خود را دنبال می‌کرد.
  • Die Kritik an seinem Verhalten war unerbittlich.انتقاد از رفتار او بی‌رحمانه بود.
  • Sie kämpfte unerbittlich für ihre Rechte.او بی‌امان برای حقوق خود جنگید.