unerhört
بیسابقه، فوقالعاده؛ (مجازی) ظالمانه، رسواکننده
Bedeutungen
1
چیزی که قبلاً شنیده نشده یا اتفاق نیفتاده است؛ بیسابقه، بینظیر.
- Das war eine unerhörte Frechheit!این یک گستاخی بیسابقه بود!
- Die Geschwindigkeit, mit der er lernte, war unerhört.سرعتی که او یاد میگرفت، فوقالعاده بود.
- Wir haben unerhörte Fortschritte gemacht.ما پیشرفتهای فوقالعادهای داشتهایم.
2
بسیار بد، ناعادلانه، یا غیرقابل قبول؛ ظالمانه، رسواکننده، ناشنویدنی.
- Seine Behandlung war absolut unerhört.رفتار او کاملاً ظالمانه بود.
- Das ist eine unerhörte Ungerechtigkeit!این یک بیعدالتی رسواکننده است!
- Es ist unerhört, dass er so etwas gesagt hat.اینکه او چنین چیزی گفته است، ناشنویدنی است.