unerkennbar
غیرقابل تشخیص، نامعلوم
Bedeutungen
1
چیزی که به دلیل تغییرات زیاد، آسیب دیدگی یا پنهان بودن، قابل شناسایی یا تشخیص نیست.
- Nach dem Unfall war sein Gesicht fast unerkennbar.پس از تصادف، صورت او تقریباً غیرقابل تشخیص بود.
- Die alte Handschrift war so verblasst, dass sie kaum noch lesbar war.دستخط قدیمی آنقدر کمرنگ بود که به سختی قابل خواندن بود.
- Durch die Tarnung war der Soldat im Wald unerkennbar.به دلیل استتار، سرباز در جنگل غیرقابل تشخیص بود.
2
چیزی که ماهیت یا هویت واقعی آن مشخص نیست یا قابل درک نیست.
- Seine wahren Absichten blieben unerkennbar.نیات واقعی او نامعلوم باقی ماند.
- Die Ursache des Problems war zunächst unerkennbar.علت مشکل در ابتدا نامعلوم بود.
- Er veränderte seine Stimme, sodass sie unerkennbar wurde.او صدایش را تغییر داد تا ناشناس شد.