unerklärbar

Aussprache: /ˌʊnʔɛɐ̯ˈklɛːɐ̯baːɐ̯/
Worttrennung: un·er·klär·bar
صفت

غیرقابل توضیح، غیرقابل بیان

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان آن را با دلایل منطقی یا علمی توجیه یا توضیح داد؛ غیرقابل بیان و شگفت‌انگیز.

  • Sein plötzlicher Erfolg war für viele unerklärbar.موفقیت ناگهانی او برای بسیاری غیرقابل توضیح بود.
  • Es gab eine unerklärbare Stille im Raum.سکوت غیرقابل توضیحی در اتاق وجود داشت.
  • Die unerklärbare Erscheinung faszinierte die Wissenschaftler.این پدیده غیرقابل توضیح دانشمندان را مجذوب کرد.