unerklärbar
غیرقابل توضیح، غیرقابل بیان
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را با دلایل منطقی یا علمی توجیه یا توضیح داد؛ غیرقابل بیان و شگفتانگیز.
- Sein plötzlicher Erfolg war für viele unerklärbar.موفقیت ناگهانی او برای بسیاری غیرقابل توضیح بود.
- Es gab eine unerklärbare Stille im Raum.سکوت غیرقابل توضیحی در اتاق وجود داشت.
- Die unerklärbare Erscheinung faszinierte die Wissenschaftler.این پدیده غیرقابل توضیح دانشمندان را مجذوب کرد.