unerklärlicherweise
به طور غیرقابل توضیح، به شکلی که قابل توجیه نیست
Bedeutungen
1
به شیوهای که نمیتوان آن را توضیح داد یا توجیه کرد؛ به طور اسرارآمیز یا غیرمنتظره.
- Das Flugzeug ist unerklärlicherweise vom Radar verschwunden.هواپیما به طور غیرقابل توضیحی از صفحه رادار ناپدید شد.
- Unerklärlicherweise funktionierte die Heizung nicht mehr.به شکلی که قابل توجیه نبود، سیستم گرمایش دیگر کار نمیکرد.
- Er war unerklärlicherweise sehr nervös.او به طور غیرقابل توضیحی بسیار عصبی بود.