unerklärlicherweise

Aussprache: /ˈʊnɛɐ̯ˌklɛɐ̯lɪçɐˈvaɪ̯zə/
Worttrennung: un·er·klär·li·cher·wei·se
قید

به طور غیرقابل توضیح، به شکلی که قابل توجیه نیست

Bedeutungen

1

به شیوه‌ای که نمی‌توان آن را توضیح داد یا توجیه کرد؛ به طور اسرارآمیز یا غیرمنتظره.

  • Das Flugzeug ist unerklärlicherweise vom Radar verschwunden.هواپیما به طور غیرقابل توضیحی از صفحه رادار ناپدید شد.
  • Unerklärlicherweise funktionierte die Heizung nicht mehr.به شکلی که قابل توجیه نبود، سیستم گرمایش دیگر کار نمی‌کرد.
  • Er war unerklärlicherweise sehr nervös.او به طور غیرقابل توضیحی بسیار عصبی بود.