unerklärlich
غیرقابل توضیح، مرموز
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را با منطق، دلیل یا علم توضیح داد؛ مرموز یا غیرقابل درک.
- Das plötzliche Verschwinden des Flugzeugs bleibt unerklärlich.ناپدید شدن ناگهانی هواپیما غیرقابل توضیح باقی مانده است.
- Es gab eine unerklärliche Kälte im Raum.سرمای غیرقابل توضیحی در اتاق وجود داشت.
- Ihr Lächeln war unerklärlich und faszinierend.لبخند او غیرقابل توضیح و گیرا بود.