unerklärt
توضیحناپذیر، غیرقابل توضیح، نامعلوم، حل نشده
Bedeutungen
1
چیزی که دلیل یا علت آن مشخص نیست و نمیتوان آن را توضیح داد.
- Es gibt immer noch unerklärte Phänomene in der Wissenschaft.همچنان پدیدههای توضیحناپذیر در علم وجود دارند.
- Der plötzliche Tod des Mannes bleibt unerklärt.مرگ ناگهانی مرد همچنان نامعلوم باقی مانده است.
- Viele mittelalterliche Bauwerke geben uns bis heute unerklärte Rätsel auf.بسیاری از بناهای قرون وسطی تا به امروز معماهای حل نشدهای را برای ما باقی گذاشتهاند.
2
چیزی که هنوز به طور رسمی اعلام یا تایید نشده است.
- Die genaue Ursache des Unfalls ist noch unerklärt.علت دقیق تصادف هنوز مشخص نشده است.
- Sein Verschwinden bleibt unerklärt, obwohl die Polizei ermittelt.ناپدید شدن او همچنان نامعلوم است، هرچند پلیس در حال تحقیق است.
- Die Herkunft des seltenen Artefakts ist unerklärt.منشأ این اثر باستانی کمیاب نامشخص است.