unerlässlich
ضروری، لازم، اجتنابناپذیر، غیرقابل چشمپوشی
Bedeutungen
1
چیزی که برای رسیدن به یک هدف، انجام یک کار یا بقا کاملاً ضروری و حیاتی است و نمیتوان از آن صرف نظر کرد.
- Gute Kommunikation ist für den Erfolg eines Teams unerlässlich.ارتباط خوب برای موفقیت یک تیم ضروری است.
- Wasser und Nahrung sind zum Überleben unerlässlich.آب و غذا برای بقا لازم هستند.
- Diese Kenntnisse sind für den Job unerlässlich.این دانش برای شغل اجتنابناپذیر است.