unerschließbar
غیرقابل دسترس، غیرقابل درک، غیرقابل نفوذ
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان به آن دسترسی پیدا کرد، آن را فهمید، درک کرد یا به آن نفوذ نمود.
- Die tiefsten Geheimnisse des Ozeans bleiben uns oft unerschließbar.عمیقترین اسرار اقیانوس اغلب برای ما غیرقابل دسترس باقی میمانند.
- Seine Motive waren für uns völlig unerschließbar.انگیزههای او برای ما کاملاً غیرقابل درک بود.
- Der unerschließbare Dschungel bot nur wenigen Entdeckern Schutz.جنگل غیرقابل نفوذ، تنها برای معدود کاشفان پناهگاه بود.