unerschließbar

Aussprache: /ˌʊnɛɐ̯ˈʃliːsbaːɐ̯/
Worttrennung: un·er·schließ·bar
صفت

غیرقابل دسترس، غیرقابل درک، غیرقابل نفوذ

Bedeutungen

1

چیزی که نمی‌توان به آن دسترسی پیدا کرد، آن را فهمید، درک کرد یا به آن نفوذ نمود.

  • Die tiefsten Geheimnisse des Ozeans bleiben uns oft unerschließbar.عمیق‌ترین اسرار اقیانوس اغلب برای ما غیرقابل دسترس باقی می‌مانند.
  • Seine Motive waren für uns völlig unerschließbar.انگیزه‌های او برای ما کاملاً غیرقابل درک بود.
  • Der unerschließbare Dschungel bot nur wenigen Entdeckern Schutz.جنگل غیرقابل نفوذ، تنها برای معدود کاشفان پناهگاه بود.