unerschwinglich

Aussprache: /ˈʊnʔɛɐ̯ˌʃvɪŋlɪç/
Worttrennung: un·er·schwing·lich
صفت

بسیار گران، غیرقابل خرید، از عهده خارج

Bedeutungen

1

چیزی که قیمت آنقدر بالاست که خرید آن برای اکثر مردم یا برای یک فرد خاص غیرممکن یا بسیار دشوار است؛ گران‌قیمت و خارج از توان مالی.

  • Die Preise für Luxusimmobilien sind in dieser Stadt unerschwinglich.قیمت املاک لوکس در این شهر بسیار گران است.
  • Ein neues Auto in dieser Ausstattungsklasse ist für mich unerschwinglich.خرید یک ماشین جدید با این سطح تجهیزات برای من غیرممکن است.
  • Die Kosten für die medizinische Behandlung waren unerschwinglich.هزینه درمان پزشکی از توان مالی خارج بود.