unersetzbar
غیرقابل جایگزینی، بیبدیل
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که نمیتوان آن را با چیز یا کس دیگری جایگزین کرد؛ بیبدیل، منحصر به فرد.
- Der Verlust dieses einzigartigen Kunstwerks ist unersetzbar.از دست دادن این اثر هنری منحصر به فرد، غیرقابل جبران است.
- Seine Erfahrung in diesem Bereich ist unersetzbar für unser Projekt.تجربه او در این زمینه برای پروژه ما بیبدیل است.
- Manche Erinnerungen sind einfach unersetzbar.برخی خاطرات به سادگی غیرقابل جایگزینی هستند.