unerwähnt

Aussprache: /ˈʊnɛʁˌvɛːnt/
Worttrennung: un·er·wähnt
صفت

ذکر نشده، ناگفته، مسکوت مانده

Bedeutungen

1

چیزی که به آن اشاره نشده، گفته نشده یا در نظر گرفته نشده است.

  • Viele wichtige Details blieben in seinem Bericht unerwähnt.بسیاری از جزئیات مهم در گزارش او ذکر نشده باقی ماندند.
  • Ihr Beitrag zur Lösung des Problems wurde leider unerwähnt gelassen.متأسفانه از مشارکت او در حل مشکل نامی برده نشد.
  • Die Tatsache, dass er krank war, blieb unerwähnt.این واقعیت که او بیمار بود، ناگفته ماند.