unerwartet
غیرمنتظره، ناگهانی، پیشبینینشده
Bedeutungen
1
چیزی که اتفاق میافتد بدون اینکه انتظارش را داشته باشیم یا پیشبینی کرده باشیم؛ ناگهانی.
- Wir erhielten eine unerwartete Nachricht von ihm.ما خبری غیرمنتظره از او دریافت کردیم.
- Ein unerwarteter Gast klopfte an die Tür.یک مهمان غیرمنتظره در زد.
- Die unerwartete Wendung der Ereignisse überraschte alle.چرخش غیرمنتظره وقایع همه را شگفتزده کرد.