unerwartet

Aussprache: /ˌʊnʔɛɐ̯ˈvaʁtət/
Worttrennung: un·er·war·tet
صفت

غیرمنتظره، ناگهانی، پیش‌بینی‌نشده

Bedeutungen

1

چیزی که اتفاق می‌افتد بدون اینکه انتظارش را داشته باشیم یا پیش‌بینی کرده باشیم؛ ناگهانی.

  • Wir erhielten eine unerwartete Nachricht von ihm.ما خبری غیرمنتظره از او دریافت کردیم.
  • Ein unerwarteter Gast klopfte an die Tür.یک مهمان غیرمنتظره در زد.
  • Die unerwartete Wendung der Ereignisse überraschte alle.چرخش غیرمنتظره وقایع همه را شگفت‌زده کرد.