unerziehbar
غیرقابل تربیت
Bedeutungen
1
کسی که نمیتوان او را آموزش داد، تربیت کرد یا تحت تأثیر آموزش قرار داد.
- Leider gilt dieser Junge als unerziehbar.متأسفانه این پسر غیرقابل تربیت تلقی میشود.
- Manche Verhaltensweisen sind bei älteren Tieren fast unerziehbar.برخی رفتارها در حیوانات مسنتر تقریباً غیرقابل تربیت هستند.
- Er war so stur, dass er fast unerziehbar schien.او آنقدر لجباز بود که تقریباً غیرقابل تربیت به نظر میرسید.