unfügsam
نافرمان، سرکش
Bedeutungen
1
غیرقابل کنترل، سرکش و مقاوم در برابر انضباط یا دستورالعملها.
- Das unfügsame Kind weigerte sich, sein Zimmer aufzuräumen.کودک نافرمان از تمیز کردن اتاقش امتناع کرد.
- Sein unfügsames Pferd war schwer zu reiten.اسب سرکش او به سختی قابل سوارکاری بود.
- Die unfügsame Gruppe ignorierte die Regeln.گروه سرکش قوانین را نادیده گرفتند.