صفت
بدون حادثه، بدون تصادف
جملات نمونه برای unfallfrei:
„Fast 50 Jahre war die alte Dame aus dem schleswig-holsteinischen Tornesch ''unfallfrei'' gefahren, als ihr ein Malheur passierte.“
«این خانم مسن از تورنش در شلسویگ-هولشتاین تقریباً ۵۰ سال بدون حادثه رانندگی کرده بود که یک اتفاق ناگوار برایش افتاد.»