unfehlbar
بیخطا، معصوم، خطاناپذیر
Bedeutungen
1
هرگز اشتباه نمیکند؛ کاملاً درست و قابل اعتماد.
- Der Papst gilt als unfehlbar in Glaubensfragen.پاپ در مسائل اعتقادی خطاناپذیر تلقی میشود.
- Seine Analyse war unfehlbar und führte uns zur richtigen Lösung.تحلیل او بیخطا بود و ما را به راهحل درست هدایت کرد.
- Man kann nicht erwarten, dass ein Mensch unfehlbar ist.نمیتوان انتظار داشت که یک انسان بیخطا باشد.