unfestlegbar
غیرقابل تعیین
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را به طور دقیق مشخص، تعیین یا تعریف کرد؛ مبهم و نامشخص.
- Die genaue Ursache des Problems bleibt leider unfestlegbar.متأسفانه علت دقیق مشکل همچنان غیرقابل تعیین باقی مانده است.
- Die Auswirkungen des Klimawandels sind in vielen Regionen unfestlegbar.تأثیرات تغییرات اقلیمی در بسیاری از مناطق غیرقابل تعیین هستند.
- Seine Motive waren für uns völlig unfestlegbar.انگیزههای او برای ما کاملاً غیرقابل تعیین بود.