unfeststellbar
غیر قابل تشخیص، غیر قابل تعیین
Bedeutungen
1
چیزی که نمیتوان آن را تشخیص داد، مشاهده کرد، تعیین کرد یا اثبات نمود؛ نامشخص و غیرقابل پیگیری.
- Die genaue Todesursache blieb unfeststellbar.علت دقیق مرگ غیرقابل تشخیص باقی ماند.
- Die Herkunft des Geldes war unfeststellbar.منشأ پول غیرقابل تعیین بود.
- Ein unfeststellbares Geräusch störte die Stille.صدایی غیرقابل تشخیص سکوت را بر هم زد.