unfließbar

Aussprache: /ˌʊnˈfliːsbaːɐ̯/
Worttrennung: un·fließ·bar
صفت

غیرقابل جریان، سفت

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی جریان نمی‌یابد یا جاری نمی‌شود؛ سفت، جامد یا غلیظ.

  • Das alte Fett war fast unfließbar.چربی قدیمی تقریباً غیرقابل جریان بود.
  • Der Schlamm war nach dem Regen unfließbar geworden.گل و لای پس از باران سفت شده بود.
  • Ein unfließbares Medium kann nicht einfach durch eine Leitung gepumpt werden.یک محیط غیرقابل جریان را نمی‌توان به راحتی از طریق یک لوله پمپ کرد.